
18:51  | مهرداد |

من خسته ام

من خسته ام خسته
تنها در دالانهای تاریک تو در تو
خالی از تمام بودنها سلام
روز های پر از تشویش اندیشه های تلخ من
آرزوهاي خفته در خاكم روزهايي كه همراه هيچ كس نشدید
بادهايي كه مي وزيدید در مزرعه دلم
گرد مرگ را مي پاشيدید باغچه هايي كه با خاك انديشه هاي تلخم
بي ثمر شدید در کدام مغازه
عاطفه مادري مي فروشند اندکی پناهم دهید
شرح دردهایم بشنوید بیقرارم باشید
ققنوس جنگلهایم در اتش تنهایی سوخت
19:50  | مهرداد |


2:32  | مهرداد |
ای عشق مددکن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم
یامن برسم به یاریایاربه من یاهردوبمیریم وبه آخربرسیم

15:35  | مهرداد |



دلم برايت تنگ شده
شايد بيشتر از اشكها ي پنهان قوي سپيد تنهايي
بيشتر از بغض سنگين شكسته ي آسمان
بي قرار تر از امواج متلاطم درياي غم
كاش مي دانستي در نبودنت زندگي، هستي مرا به هيچستان
سوق ميدهد
كاش ميدانستي بودنت را تمام ستاره هاي قلبم مي ستايند
نگاه تو تنها نور خيره كننده اي بود كه تاريكي تنهايي هايم را چو روز
مي ساخت
طنين مهربان صدايت ،آرام شيشه ي سرد سكوت را مي شكست
و گرمي دستانت زندگي ام را از ديار به ظاهر گرم خورشيد غريبه
ساخت
چقدر دلم برايت تنگ شده
و براي آن همه خوبي كه فقط در حضور تو هويدا بود

16:40  | مهرداد |